سلطان محمد مطربي سمرقندي

725

تذكرة الشعراء ( فارسي )

[ 323 ] ظهير كابلى [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] ظهير كابلى ، مردى بود محتشم و صاحب ثروت ، به خدمت افاضل و اماجد رسيده ، از خرمن افضال ايشان خوشه چيده ، اهليت پيدا كرده ، در فنّ معمّا ذو فنون مىنمود . فقير وقتى كه متوجه ولايت بلخ بودم ، در قصبهء خزار ، به ملاقاتش مشرف گشتم ، بسيار شيرين كلام و خوش‌اختلاط بود و طريق بذل و احسان را در آن كاروان نيكو مىپيمود . روزى چند در بلخ توقّف نمود و بعد از آن متوجه هندوستان گرديد . در ايّام مصاحبت روزى اين كمينه از وى پرسيد كه اين احتشام كه ملازمان ياران را دست داده ، سبب آن چه تواند بود ؟ فرمود كه : سبب آن دعاى والدين را مىدانم كه هميشه در حق من دعاى خير به تقديم مىرسانيدند و من مهما امكن ، در رعايت احوال ايشان مىكوشيدم . آرى اى عزيز ! رضاى پدر و مادر را فوايد و ثمره چنين و صد هزار چندين خواهد بود . جهدى نماى ، تا رضاى ايشان را از كف ندهى كه موجب خذلان و حرمان دنيا و آخرت خواهد بود و حضرت رسالت - صلّى اللّه عليه و سلّم - فرموده‌اند حاكيا عن اللّه : انّه قال : « و عزّتى و جلالى و ارتفاع مكانى ، لو اتانى العاق لوالديه به عمل جميع الانبياء لم اقبلها » يعنى : قسم ياد مىكند خداى تعالى ، به عزّت و جلال من و عظمت بر كمال من و به علوّ شان و ارتفاع مكان من كه اگر كسى پدر آزار و مادر بيزار باشد ؛ بيارد به حضرت من عمل جميع پيغمبران من ، يكى از آن اعمال از وى قبول نكنم ، بلكه رقم ردّ بر صفحهء عمل او كشم و طوق شقاوت و غل ذلّ در گردن او افكنم . بدان كه حق - سبحانه و تعالى -